سلطان محمد مطربي سمرقندي
141
تذكرة الشعراء ( فارسي )
مطلع : نصيب تيغ دوسر باد ، پارهپاره دلم * اگر ز فكر ميانت كند كناره دلم رباعى : از گفتن شعر ، دل صفايى يابد * شاعر به جهان ، نشو و نمايى يابد اوصاف بتان گوى ، اگر گويى شعر * تا آينهء دلت ، جلايى يابد [ « 3 » ] [ ابدال سلطان سمرقندى ] [ مق 988 ق / 1580 م ] ذكر جميل و وصف جليل پادشاه فضيلت نشان ، ابدال سلطان ، ولد عبد اللطيف خان سمرقندى است . اسم سامى و نام ناميش ، عبد الملك است . به تخلّص خويش مشهور گرديده ؛ پادشاهى بود فاضل و طبع لطيفش به گفتن شعر مايل . اهل فضل را رعايتهاى خوب و عنايتهاى مرغوب مىكرد . روزى به راهى مىگذشت ، اتفاقا نظر كيميا اثرش ، به فقير افتاد ؛ در دستم كتابى ديد ، پرسيد كه : چه كتابى است ؟ گفتم : مجموعهاى است . گرفتهگشاد ، اين رباعى ميرزا مشهدى ظاهر شد كه : رباعى : لولى بچهاى به عشوه قربانم كرد * با غمزه و ناز ، غارت جانم كرد بر دايره از پردهء دل پوست كشيد * سنجش ز سواد چشم گريانم كرد عنايت نموده ، فرمود : كه اگر اين رباعى را جواب گويم ، چون است ؟ گفتم : خوب است ، به اندك تأملى گفت :
--> ( 3 ) . ابدال سلطان بن عبد اللطيف خان ازبك سمرقندى كه در 988 قمرى كشته شد و خواجهء كلان پختهء سمرقندى كتابدار وى بوده است : تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 7 - 8 ؛ عرفات العاشقين ، برگ 113 .